Chatter puffin
<18>
بدون حرف

راز(بخش دوم)

نویسنده : الـــــهام | چهارشنبه هجدهم مرداد 1396 - 23:26
 موضوع : عرفانی*مذهبی*فلسفی , 

بخش دوم : چگونه از راز استفاده کنیم؟

شما فردی خلق کننده اید وبااستفاده از قانون جذب به راحتی میتونید خلق کنید

اگر به علاءالدین وچراغش فکر کنید،وقتی علاءالدین چراغ رو برمیداره وگردوخاک روی اونو پاک میکنه،غولی از اون بیرون میاد.دقت کنید غول همیشه یک حرف رومیزنه

فرمانبردارم ارباب...

داستان به این شکل ادامه پیدامیکنه که سه آرزو وجود داره اما اگه به اصل ماجرا برگردید میبینید که محدودیتی برای آرزوها وجود نداره ...

حالا بیاین این استعاره رو توزندگی خودمون بررسی کنیم که مثلا ماعلاءالدین هستیم وآرزوهامونو واس خودمون مطرح میکنیم بعد به عالم هستی باتمام عظمتش برمیخوریم که همون غول چراغ هست...

این حکایت توضیح میده چطور زندگی ما وآنچه دراون هست بدست خودمون صورت خارجی پیدامیکنه ودرواقع غول به دستور ماعمل میکنه ودرطبیعت غول همون قانون جذب هست...

هراونچه که ما از زندگی میخوایم رو ابتدا باید درخواست کنیم بعد باورش کنیم وبعد دریافتش کنیم.

باور داشتن هم مستلزم اندیشیدن ،حرف زدن واقدام کردن به گونه ای هس که انگار پیشاپیش هراونچه که میخواستیم رو دریافت کردیم.

انتظار نیروز جذب قدرتمندی هست،هرآنچه رو که میخواین انتظار دریافتش رو بکشید وهرآنچه رو که نمیخواین انتظارش رو نکشین...

تصویر سازی فرایند خلق تصاویر در ذهن است.وقتی تصویر سازی میکنید اندیشه واحساس قدرتمندی را تجربه میکنید،احساس میکنید آنچه رامیخواهید هم اکنون دارید.

درپایان هرروز قبل از اینکه به خواب بروید حوادث روز خود رامرور کنید،هرحادثه ای که مطابق میل شمانبود آنرا به شکلی که میخواهید باشد درذهن خود تصویر کنید.

 

          

 

ذهن زیبا زندگی را زیبا میکند

گاهی زشت ترين بخش بدن آدم ها، "ذهن شان" است..
ذهن آدم ها، مثل يك حفره عميق، پر می شود از خيلی چيزهای زشت؛ از شك، از بدبينی، از برداشتهای بد،
از نگاه پر غرور به ديگران، از توقع زياد، از خودبينی زياد؛

ذهن آدم ها گاهی تبديل ميشود به عضو زشت بدن. آنقدر بدن را زشت مي كند كه صدتاجراحی زيبايی هم كاری از پيش نمی‌برد.

كاش می‌شد، جای بينی، جای شكم و پا، آدم "ذهنش" را جراحی مي كرد...

هرچه كلمات بد بود، هرچه افكار ناچسب و بدبينانه بود، هرچه نادوستی و پر توقعی بود،می‌آورد بيرون
جايش، كلمات خوب تزريق مي كرد.

ذهن اش را پر مي كرد از چيزهايي كه مردم، وقتي مي ديدنش، ازش حس قشنگي بگيرند.

حس مهرباني.حس مثبت
كاش آدم ها را مي شد اينجور عمل زيبايي كرد..

ذهن زیبا، زندگی را زیبا می کند